فصل چهارم زیستشناسی دهم (قلب، رگها و خون)
قلب انسان ۴ حفرهای است: دو دهلیز (ورود خون) و دو بطن (خروج خون). سمت راست خون تیره و سمت چپ خون روشن دارد.
بافت پوششی نازک + بافت پیوندی زیرین. دریچهها از این لایه مشتق میشوند.
ضخیمترین لایه. سلولهای مخطط قلبی، منشعب و دارای صفحه بینابینی (ارتباط الکتریکی سریع). انقباض غیرارادی.
روی خود برمیگردد و پیراشامه (پریکارد) را میسازد. بین آنها مایع است تا حرکت قلب روان باشد.
خونرسانی به خودِ ماهیچه قلب. از ابتدای آئورت منشعب میشوند. گرفتگی آنها باعث سکته قلبی (مرگ بافت قلب) میشود.
شامل یاختههای ماهیچهای تمایز یافته که پیام الکتریکی تولید و هدایت میکنند.
در دیواره پشتی دهلیز راست (زیر بزرگ سیاهرگ زبرین). پیشاهنگ یا ضربانساز قلب است (شروع پیام).
در دیواره پشتی دهلیز راست (عقب دریچه سه لختی). پیام را با تأخیر به بطنها میفرستد.
| مرحله | مدت | اتفاقات |
|---|---|---|
| استراحت عمومی | ۰.۴ ثانیه | ورود خون به دهلیز و بطن (دریچه دهلیزی-بطنی باز). |
| انقباض دهلیز | ۰.۱ ثانیه | پر شدن کامل بطنها (موج P). |
| انقباض بطن | ۰.۳ ثانیه | خروج خون به سرخرگها. دریچه سینی باز، دهلیزی-بطنی بسته (صدای اول). موج QRS. |
برونده قلبی: حجم ضربهای × تعداد ضربان در دقیقه.
دیواره ضخیم و کشسان (الاستیک). تحمل فشار بالا. نبض دارد. لایه ماهیچهای قطور.
دیواره نازکتر، فضای داخلی وسیعتر. فشار کم. دارای دریچههای لانه کبوتری (در دست و پا) برای کمک به بازگشت خون.
فقط یک لایه بافت پوششی و غشای پایه. محل تبادل مواد. فاقد ماهیچه (اما بنداره ابتدایی دارد).
خیز (ادم): اگر برگشت مایع مختل شود (کمبود پروتئین خون، نارسایی قلبی، بسته شدن لنف)، مایع در بافت جمع شده و ورم ایجاد میکند.
نیروی خون بر دیواره رگ. ۱۲۰/۸۰ میلیمتر جیوه (سیستول/دیاستول). عوامل موثر: چاقی، تغذیه (نمک)، استرس.
خون یک بافت پیوندی است. ۵۵٪ پلاسما (خوناب) و ۴۵٪ سلول.
۹۰٪ آب. پروتئینها: آلبومین (فشار اسمزی)، فیبرینوژن (انعقاد)، گلوبولین (ایمنی).
بدون هسته و اندامک. سرشار از هموگلوبین (حمل گاز). عمر ۱۲۰ روز. تولید در مغز استخوان (نیاز به آهن، B12، فولیک اسید). تنظیم توسط هورمون اریتروپویتین (از کلیه و کبد).
دفاع. دانهدارها (نوتروفیل، ائوزینوفیل، بازوفیل) و بدوندانهها (لنفوسیت، مونوسیت).
قطعات سلولی (از مگاکاریوسیت). بیهسته. نقش در انعقاد خون و ایجاد درپوش.
شامل رگها، گرهها و اندامهای لنفی (تیموس، طحال، لوزه). وظایف:
خون (همولنف) از رگ خارج شده و مستقیماً در کنار سلولها میریزد. مویرگ ندارند.
مثال: بندپایان (ملخ، خرچنگ) و بیشتر نرمتنان.
خون همیشه درون رگ است. تبادل از طریق مویرگ انجام میشود.
مثال: کرم خاکی و تمام مهرهداران.
| گروه | حفرههای قلب | نوع گردش |
|---|---|---|
| ماهی | ۲ (۱ دهلیز، ۱ بطن) | ساده (یکبار عبور از قلب) |
| دوزیست | ۳ (۲ دهلیز، ۱ بطن) | مضاعف (خون تیره و روشن مخلوط میشود) |
| خزنده | ۳ (با دیواره ناقص) | مضاعف (جدایی نسبی) |
| پرنده/پستاندار | ۴ (۲ دهلیز، ۲ بطن) | مضاعف (جدایی کامل، فشار بالا) |
نکته: کروکودیلها ۴ حفرهای هستند (استثنای خزندگان).